
سلام دوستای خوبم 
هنوز ترم جدید شروع نشده منم فعلا حوصله درس رو ندارم.میخوام بیشتر استراحت کنم .
بچه ها هم رفتن خونه هاشون .تو خوابگاه یه گربه داریم که وقتی میریم طرفش دنبالمون میاد خیلی گربهه پررو و نترسه .یه شب شام قرمه سبزی داشتیم دنبالمون کرده بود که بهش گوشت بدیم منم یه تیکه براش انداختم.بیچاره خیلی گشنش بود.همچین گوشت رو خورد.

اتفاقات زیادی برام افتاد این ترم تجربه خوبی بود.خیلی چیزها رو فهمیدم.
دلم برای دوستام تنگ میشه .بچه های خوابگاهی با هم دوستن و بچه هایی که مال اون شهرن باهم.البته دخترها اینطورین ولی پسرها نه.ما ۸ تا دختر خوابگاهی هستیم و ۴ تا پسر خوابگاهی خیلی جالبه نه.
ما مجبور بودیم به ساز اونا برقصیم.مثلا بچه های مهندسی کشاورزی عید قربان تا غدیر رو تعطیل کردن ولی بچه های مسخره کلاس ما گفتن میان.
با همه خوبیها و بدیهاش گذش.همش خاطره شد.
راستی دیگه از این به بعد میتونم بیشتر بیام.نمیدونم چندم اسفند اینتر و منچستر بازی دارن دلم برای خوزه هم تنگ شده.
یه سری از عکسهای خوزه با خانواده اش که رفتن تعطیلات جدیدا گیر اوردم.
ادامه مطلب

درخصوص سوال آقای احمد ولی زاده باید بگم که من یه جا خوندم که خوزه دکترای فیزیک داره.از یه فرد دیگه شنیدم که روانشناسی خونده.خودم هم هنوز نمی دونم.
ادامه مطلب |